Online dating به گفته Reddit، چه والدین خوب چه می کنند

Online dating به گفته Reddit، چه والدین خوب چه می کنند

Online dating

De Beste Datingsites

online dating به گفته ی Reddit، مقاله ای تحت عنوان
عکس: Oleh_Slobodeniuk (گتی ایماژ)

کاربر نوشت Reddit moonunknown می نویسد : “من در یک خانه خوشحال رشد نکردم و من بسیاری از افرادی که تجارب مشابهی داشتم دیده ام. من فکر کردم پدر و مادر باید کار خوبی داشته باشند. من می خواهم یک پدر خوب باشم. ”

و بنابراین redditor سوالی را مطرح کرد : “بچه های والدین خوب، والدین شما چه کارهایی انجام دادند؟”

هزاران نفر از نظرات به عنوان افرادی که در مورد فرزند خود منعکس شده اند. در اینجا چیزی است که ما می توانیم از موضوع در مورد “خوب” والدین استخراج کنیم. (به عنوان یک مادر بچه های جوان، من خنده دار یادداشت ها را می گیرم.)

آنها همیشه پاسخ آسان را نمی دهند

مادر Panic_Azimuth می دانست که بهترین درس ها از تجربیات (نه Google) است.

وقتی کمی بودیم، در نزدیکی یک بزرگراه زندگی کردیم. من یک بار از مادرم پرسیدم که چطور آزادانه راه می رفت و جایی که می توانستیم آن را داشته باشیم و به رانندگی ادامه دهیم.

او یک نقشه داشت آیا او آن را به من نشان داد؟

جواب منفی. او گفت: “بیایید ببینیم.” ما در ماشین مینشستیم و چند ساعت به ساعت حرکت می کردیم تا اینکه از آن خسته شدیم، سپس نقشه را کشیدیم و مسیری را در کنار ساحل یکی از دریاچه های بزرگ ایالات متحده یافتیم. این در دهه 80 قبل از GPS یا تلفن همراه بود. شاید 10 ساله بودم و اجازه دادم به خانه بروم.

او فقط می توانست به من بگوید یا بدون رفتن به نیمکت نشینی بر روی نقشه نشان داد، اما می خواست من را بداند … و شاید او می خواست خودش را بشناسد.

آنها عمل را قضاوت می کنند، نه شخص

با توجه به والدین BecciButton ، عشق باید بی قید و شرط باشد.

وقتی که من چیزی ناله کردم و پدر و مادرم عصبانی بودند، همیشه روشن می کردند که در مورد عمل عصبانی هستند و این به این معنا نیست که من کمتر دوستشان دارم.

به طور كلي هيچ احساسي نداشتم يا نمي خواستم و نمي ترسيدم كه والدينم مرا دوست نداشتند.

به عنوان یک نتیجه من هرگز نمی ترسم به پدر و مادر من زمانی که من چیزی احمقانه و یا یک علامت بد در آزمون و یا هر چیزی بود.

آنها بچه های خود را از حقیقت پنهان نمی کنند

پدر و مادرم Velour_manure احساس کردند که در مورد مبارزاتشان باز است.

آنها با من و برادرم بسیار شفاف بودند. وقتی پول تنگ بود، به ما می گفتند. ما می خواهیم بپرسیم چرا ما هر شب غذا می خوریم و مادرم می گوید که در محل کارش غرق شده است و صورتحساب ها به هم ریخته بودند و حتی اگر بچه ها بودند فقط به ما حساس بودند. وقتی کسی در خانواده فوت کرد، آنها به ما قول می دادند و چیزی شنیده نمی شد. آنها ما را به مراسم تشییع جنازه می برند و مثل بزرگسالان ما را درمان می کنند.

آنها نمی ترسند شرایطی را تغییر دهند که کار نمی کنند

شما می توانید قوانین را تغییر دهید که دیگر اعمال نمی شود، همانطور که پدر DJUMI است .

هر روز صبح کوهنوردی به کلیسا احتیاج داشت. وقتی 15 ساله بودم، پدرم متوجه شد که من خیلی از آن خارج نمیشوم (در حین خدمتم خیلی خوابیدم)، بنابراین به جای اینکه من به کلیسا بروم، او هر روز صبح روز یکشنبه صبحانه را برای صبحانه برد. مکالمات ما به من کمک کرده اند بالغ، از طریق مشکلات من کار می کنند، بهتر درک می کنم و یک پیوند قوی با پدرم دارم. از لحاظ ذهنی از خرد او با من به اشتراک گذاشته است.

آنها متقابل یکدیگر را متوقف نمی کنند فقط به این دلیل که بچه ها دارند

برای بسیاری از زوج ها، عاشقانه به پایان می رسد زمانی که بچه ها به تصویر می آیند. نه برای پدر و مادر MissyTurtle .

مادرم و پدرم هر دو قویا معتقد بودند که بهترین راه برای کمک به تبدیل شدن به بزرگسالان خوب است که آنها یک تیم دوستانه متحد هستند. آنها تابستان امسال از 27 سالگی ازدواج می کنند. آنها به صورت هفتگی می روند، فریاد می زنند و به یکدیگر کمک می کنند. من در خانه ای که می دانستم پدر و مادرم مرا دوست و خواهران و برادران خود دوست داشتند، به من لطف داشتند و دوست یکدیگر را دوست داشتند. این یک نیروی ثبات بزرگ در زندگی من بود.

و اگر آنها تقسیم شده، با یکدیگر احترام قائل شوند

تعدادی از مجلات چاپی نوشتند که والدینشان طلاق گرفته اند. آنها نتیجه گرفتند که همه تفاوت ها این بود که چگونه با یکدیگر رفتار می کردند.

توضیح می دهد AvocadoOctopus :

با وجود پدر و مادر من طلاق وقتی که من در نوجوانان اولیه من بود، پدر و مادر من هرگز بی احترامی به یکدیگر را نشان داد. حتی به عنوان یک نوجوان خجالتی، زمانی که پدر و مادرم در مورد مادرم با من صحبت کردند، سریعا الاغ را فریاد زدند و روشن شد که من اجازه ندارم در مورد او حرف بزنم.

G ogurt66 افزود:

وقتی پدرم مادرم را برای یک زن دیگر ترک کرد، آماده بودم که هرگز با او حرف بزنم. مادر من به من و خواهران و برادرانم نشسته و گفت: “اگرچه پدرت شوهرش بود، این رابطه را با او روبرو نمی کند، زیرا او پدر پدر و مادر شماست.” من نمی توانم تصور کنم که چقدر سخت است شده است. من او را به خاطر رابطه فوق العاده ای که با پدرم دارم، اعتبار می دهم.

آنها ترجیح می دهند تا دیکته کنند

مادر آنکاسرگار به “چرا” تأکید کرد.

مادر من هرگز ما را مجبور نکرد سیگار بکشد یا نوشید، او فقط به ما گفت که برای ما بد است و آن را معتاد می کند.

به عنوان یک نتیجه، سیگار کشیدن چیزی برای ما مضحک نبود و زمانی که ما آن را سعی می کردیم، ما فقط درخواست تجدید نظر را مشاهده نمی کردیم و خیلی سریع متوقف شدیم.

آنها با پایه اعتماد شروع می شوند

این یک راه طولانی برای تیرک بود .

آنها سؤال نکردند که چرا درب من بسته شده است و من به اندازه کافی اعتماد کردم و هیچ چیز بدی نداشتم.

آنها بچه های خود را پاک کردن اشتباهات خود می کنند

G2King این تجربه را به یاد می آورد:

من و 2 برادر درخت کریسمس را به عنوان بچه های کوچک با پدرم خریدم. ما بریده بریده از چوب درختان را در کنار یکدیگر و در فروشگاه خود پرتاب کردیم. پس از شنیدن این خبر در خانه درایو، پدرم به ترمزها زل زده بود و به سمت کامیون حرکت کرد. حالا همه ما می ترسیم و شروع به عذرخواهی می کنیم. پاسخ پدرم، “به من عذرخواهی نکن، از مالکیت خود عذر خواهی میکنی!” او ما را به عقب راند و ما را به سوی هر صاحب توضیح داد که ما در فروشگاه خود مخرب بودیم و عذر خواهی کردیم به او. این تجربه نشان داد که والدین من به ما آموختند که همیشه در برابر اقدامات ما پاسخگو باشند و همواره عواقب برای کارهایی که انجام می دهند، وجود داشته باشد.

آنها خودشان اذیت نمی شوند

والدین FreestyleKneepad به عنوان مثال آموزش داده می شود.

من پدر و مادرم را با شرکت های کابلی دیوانه باور نکردم، اما هرگز به چهره آنها نرسیدم آنها را خنک نگه می دارد و به عنوان مودبانه به عنوان آنها را در تلفن می توانید، پس از آن یک واشر را بعد از تماس ضربه بزنید، جایی که آن را در یک کارمند مرکز تماس که سزاوار آن نیست، رها شده است. فقط به این دلیل که شما یک روز عجیب و غریب دارید، به این معنا نیست که شما نیز باید از آن استفاده کنید.

و بالاخره آنها از منافع فرزندانشان حمایت می کنند، حتی اگر آنها آنها را درک نکنند

نقش والدین این است که بچه ها را راهنمایی کنند، و سپس از راه خود بیرون بیایند. همانطور که میگراون می نویسد:

والدین من ناقص هستند، اما خیلی چیزها درست انجام دادند. بزرگترین چیزی که به من مربوط می شود این است که آنها از چیزهایی که برادر من هستند حمایت می کنند و حتی زمانی که آنها را درک نمی کنند و یا دوست ندارند. آنها واقعا برای اسکیت بوردینگ اهمیتی نمی دهند، اما سالهاست که برای برادرم برای لذت بردن از سرگرمی های خود صدها دلار خرج می کنند. آنها نه تنها به من کمک کردند که یک مجموعه درام بگیرند، بلکه اجازه دادند گروه را در زیرزمین خود نگهداری کنند و ما را به تمام نمایشهای ما سوق داد. آنها می خواستند من یک وکیل باشند، اما آنها تمایل داشتند که برای خط کوک بمانند. در طولانی مدت این تفاوت را ایجاد کرد، زیرا در نهایت به من کمک کرد تا متوجه شود که من در انتخاب زندگی خود تصمیم می گیرم – چیزی برای من مشخص نیست. من می توانم هر آنچه را که من لذت می برم انجام دهم و پدر و مادرم برای من آنجا خواهند بود و مرا تشویق خواهند کرد.

تمام پاسخ ها را در موضوع Reddit اصلی بخوانید.

٪ item item_read_more_button ٪٪

Plaats een reactie